You are currently viewing یافتن آرامش در میان فرهنگ های ترول

یافتن آرامش در میان فرهنگ های ترول


در هر ماه کامل ، فرصتی برای جمع آوری آنچه در زندگی شما اتفاق می افتد و انتشار آنچه که کار نمی کند دیگر برای شما مفید نیست.

اگر اغلب متوجه می شوید ، ماه کامل یا هفته ، هفته ها یا هفته ها یا ماه های قمری فرصتی برای درک این موارد فراهم می کند.

این هفته برای من مستثنی نیست.

در اینستاگرام من چند کامنت و پیام مستقیم توهین آمیز داشتم.

متاسفانه با بیش از 11 هزار طرفدار ، این موارد غیر معمول نیست. اما این هفته به شدت افزایش یافته است.

من هر بار که پیشرفت قابل توجهی در زندگی من مشاهده می شود ، به ویژه در مواردی که باعث وقوع اتفاق می شود ، توجه می کنم. آنها اغلب خود را به عنوان چیزی برای مقابله نشان می دهند.

نیاز به “برخورد” با آنچه باید در چرخه ماه منتشر شود به طرز دردناکی روشن می شود. دو مورد از نیازهای من که دیگر نیازی به آنها ندارم

  1. شما باید قادر به درک و احساس باشید

  2. هنگام تلاش برای تحقق شماره یک ، باید خودتان را توضیح دهید

(افکار من: اگر آنها فقط مرا درک می کردند ، من را دوست می داشتند ، اگر مرا درک می کردند به من صدمه نمی رساندند ، اگر مرا درک می کردند سعی نمی کردند مرا تحقیر کنند!)

این یک برجسته بزرگ برای من است.

(من می دانم که این یک ترس بزرگ است ، زیرا من واقعاً آن را در عرض یک هفته با صدای بلند به شوهرم ، نزدیکترین دوستانم ، و درمانگرانم اعتراف کردم.)

ترس: با افزایش تجارت و مخاطبانم ، من ناامن شدم.

  • مردم تحت فشار بیشتری قرار خواهند گرفت تا به من بگویند من را بیشتر دوست ندارند. چرا؟

  • بسیاری از مردم سعی خواهند کرد موفقیت من را به چالش بکشند

  • افراد بیشتر و بیشتر. شما دائما در جستجوی لبه های زره ​​هستید

مشابه نسخه جدید Mo Money Mo Problems. تمرکز بیشتر بر اینترنت ؛ افزایش فعالیت های ترولی

(من فکر می کردم ترول های اینترنتی باید دوره خاصی را در مورد چگونگی یافتن نقاط دردناک شما بگذرانند. آنها دقیقاً چگونه می دانند چگونه این کار را انجام دهند؟ آنها دارای چنین مجموعه ای از مهارت ها هستند.)

صادقانه بگویم ، این ترس همیشه وجود دارد. اما من به کار و ماموریتم برای غلبه بر ترس اعتقاد داشتم.

می دانم که کار من به مردم کمک می کند.

من می دانم که هزاران ساعت خود را وقف ایجاد آموزش و منابع مصرف کننده با هیچ هزینه ای می کنم.

هر هفته به من پیام می دادند و به من می گفتند که چگونه کار من زندگی شخصی را تغییر داد. ایمیل ها مفتخرم که این همه نامه دریافت کرده ام.

من در تلاش هستم تا این یادداشت ها سنگین تر از افراد ناسالم باشد.

اما این نیز یک کار در حال پیشرفت است.

زیرا این هفته ها از مرکز من می گذرد و ترس هایم را واضح تر می کند.

ترس: مردم برای گرفتن من بیرون می آیند. دیدن آن ایمن نیست.

ROA_2954.jpg

گوش کن من میفهمم

من می دانم که افراد بد در اینترنت به نقاط دردناک خود پی برده اند.

هیچ کس – اعتماد ؛ خوشحال کسانی که احساس می کنند هیچ کمال و آرامشی وجود ندارد ، از راه خود برای گفتن اینترنت به افراد ناشناس استفاده نمی کنند.

اما این کار را درست نمی کند.

پذیرش به او آسیب نمی رساند.

و چرا این فرهنگ توهین آمیز اینقدر متداول است؟

راهبردی که باید با آن برخورد کنم این است که بجنگم و دفاع کنم. از نظر تاریخی اینگونه با من برخورد شد. احساس می کنم وقتی کسی از آزار و اذیت من دست بکشد ، وظیفه دارم از خودم دفاع کنم. مرزها را مشخص کنید چرا به کسی صدمه می زند؟ صدمه. نه گفتن.

اما اخیراً ، من بیش از پیش وسواس افرادی را پیدا کرده ام که مصمم به ایجاد این سوء تفاهم هستند. آیا می دانستید که استخوان ها بسیار خسته و فرسوده می شوند؟ من آخر هفته ماه کامل اینجا هستم. وقتی چنین احساسی دارم ، خیلی کمتر به کسانی که واقعاً به من احترام می گذارند ، می دهم. افرادی که کار من را درک می کنند. من از آن سود می برم مردم من.

IMG_3687.jpg

این هفته ، یک غریبه اینترنتی ، DM ، از من خواست که به او بگویم منفی هستم. نوشتم

“من یک فرد معمولی در اینترنت نیستم ، اما آن را دوست دارم.”

برای یک زن دشوار است که خود را دوست داشته باشد.

قبلاً به شما گفته بودم. من آنرا دوباره بازگو خواهم کرد. جامعه ما راحت تر از زنی است که با زنی که از شما متنفر است معاشرت نکند.

وقتی با زنی با اعتماد به نفس ملاقات می کنید ، بفهمید که چقدر تلاش کرده تا به آنجا برسد. با چند پیام مواجه شد که از خودش متنفر است؟

چرا می خواهید او را به اینجا برسانید؟

اگر به یک غریبه اینترنتی فشار نمی آورید تا به شما بگوید چرا آنها را اذیت می کنید ، بایستید و از خود بپرسید.

ما انسان هستیم. در زندگی واقعی ، اگر تنها نشسته بودیم ، تنها ما بودیم … آیا باید این را به چهره او بگویم؟

در صورت عدم پاسخگویی

(من فکر می کنم این بیشتر مردم هستند)

در DM یا نظر ندهید.

از آنجا آرامش خود را حفظ کنید. بدون احساس و بدون نیاز به تبلیغات دنبال کنید.

در عوض ، شما باید بر رفتار او تمرکز کنید. حرفهایش در مجله بنویسید که چرا به دلیل وجودش شروع به کار کرد.

زخم های درمان نشده خود را با شخص دیگری به اشتراک نگذارید.

احتمالا نه.

اگر پاسخ مثبت است

برخی از س questionsالات خودنمایی را بپرسید.

به نظر شما چرا اجازه ندارید نظرات خود را ارائه دهید یا نظر خود را بخواهید؟

فکر می کنید حقوق شما از کجا ناشی می شود؟

فکر می کنید در چه زمینه های دیگری از زندگی خود حق صدمه زدن دارید؟

ganapathy-kumar-9kbsq91NFwg-unsplash.jpg

من گفته ام که هر داستان دو طرف دارد. و حقیقت وجود دارد.

شاید. من همه اشتباه کردم

هیچ حقیقت با جنبه های بی پایان وجود ندارد.

در این روز ماه کامل ، می خواهم همه را درک کنم.

من قول می دهم که بر خلاف واقعیت خودم ، یاد بگیرم که با واقعیت دیگران سازگار باشم.

من با سوءتفاهم به آرامش بیشتر قول می دهم.

من قول می دهم که از واکنش و بینش خود در مورد مردم در اینترنت استفاده کنم. من درک می کنم که مردم از جاهایی خارج می شوند که در آنها درد زیادی وجود دارد.

اما این بدان معنا نیست که من باید کسی را سرزنش کنم.

من به حفظ مرزهای خود بدون هیچ گونه معذرت خواهی ادامه خواهم داد.

دسترسی به انرژی من یک امتیاز است. اگر کسی به مرزهای من احترام نگذارد ، من همچنان درک خواهم کرد که انرژی من دور از دسترس است.

و اگر همه اینها را انجام دهم ، به خودم می آموزم که توسعه کسب و کار برای من بی خطر است. افزایش مخاطب من بی خطر است. برای من امن است که به مردم و خدمات خود ادامه دهم.

IMG_3603.jpeg

در کودکی می گفتم: “می توانید یک سگ را از نبرد بیرون بیاورید. “اما شما نمی توانید با یک سگ بجنگید.”

سگ خود را از درگیری بیرون انداخت.

نبرد برای درک همه من دیگر در خدمت من نیست.

وقتی زمان آن فرا رسید که من به شما بگویم چقدر ترسناک هستم ، آنها را به این وبلاگ می فرستم.

چون من همیشه با خودم می جنگم ، اما قول می دهم با کسانی که به من احتیاج دارند ، مبارزه کنم.

روی افرادی که می خواهند به من بگویند چرا اشتباه می کنم تمرکز نکنید.

من همه شما را دوست دارم. متشکرم که در اینجا حضور دارید.



دیدگاهتان را بنویسید