افسردگی آفت نسل کنونی است


سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که تعداد افسردگی در سال گذشته بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته است. چرا درمان را جدی نمی گیریم؟

افسردگی آفت نسل کنونی است

امروزه تقریباً همه نام افسردگی را شنیده اند و با علائم و عوارض روحی و جسمی آن آشنا هستند. احساس پوچی و غمگینی در بیشتر روزها، عدم تمایل به انجام فعالیت هایی که قبلاً از آنها لذت می بردید، کاهش یا افزایش ناگهانی وزن، احساس تنبلی یا غمگینی، ناتوانی در تمرکز و تصمیم گیری یا حتی فکر کردن به آسیب رساندن به خود، مرگ یا خودکشی از علائم افسردگی هستند. اما این اطلاعات و افزایش آگاهی کمک چندانی به شناخت افسردگی نکرده است و با این حال بسیاری از جامعه افسردگی و خطرات آن را جدی نمی‌گیرند. این در حالی است که «تدروس آدهانوم» دبیرکل سازمان جهانی بهداشت به تازگی گفته است: «میزان افسردگی در سراسر جهان بیش از ۲۵ درصد افزایش یافته است» (منبع خبری: ایسنا). در این میان، درصد بسیار کمی از افراد به دنبال درمان این بیماری هستند. در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم که چرا افسردگی درمان نمی شود.

باورهای غلط در مورد افراد مبتلا به افسردگی

اولین دلیل، درک جامعه از مشکلات سلامت روان است. انگ اجتماعی اختلالات روانی با عباراتی مانند «دیوانه»، «دیوانه» و … منتقل می شود در نتیجه بسیاری از افراد برای درمان مشکلات و افسردگی خود به موقع اقدام نمی کنند و متأسفانه به فاجعه ختم می شود.

ناآگاهی در مورد تفاوت افسردگی و غم

دلیل دوم این است که افسردگی را با غم و اندوه یکی بدانیم. جمله ای مثل «چی کم داری که بگی افسرده ام؟ این پیام را به همراه دارد که باید دلیل یا فاجعه خاصی برای افسرده شدن فردی وجود داشته باشد، اما غم و اندوه ناشی از حوادث ناگوار با افسردگی متفاوت است. حوادث ناگوار می تواند شدت افسردگی را افزایش دهد، اما افسردگی با ناامیدی، احساس شکست مداوم، مورد بی مهری قرار گرفتن، بی ادبی و آزاردهنده بودن، تاریکی مطلق و احساس گرفتار شدن در این تاریکی و ناامیدی محض همراه است. افسردگی یک بیماری واقعی و خطرناک است که نیاز به درمان تخصصی دارد. به خودی خود خوب نمی شود و درست مانند تومور مغزی نمی توان با انرژی مثبت و تلاش فردی درمان کرد. هیچ بیمار افسرده ای را نمی توان با آسودگی درمان کرد و «خودت باید خوب شوی».

احساس بی فایده بودن رفتن پیش روانشناس

موضوع بعدی انگ اجتماعی رفتن به روان درمانگر است. این ترس معمولاً با بهانه هایی مانند طول مدت خدمات روانشناختی یا عدم کیفیت کار توسط روانشناسان رد می شود. در حالی که تمامی مراکز بهداشتی و درمانی فعال در تمامی نقاط شهرها و روستاها خدمات روان درمانی با کیفیت رایگان ارائه می دهند. همانطور که در هر شغلی متخصص خوب و بد وجود دارد، اگر به پزشک مراجعه کنیم و از کیفیت خدمات راضی نباشیم، به دنبال پزشک متخصص می گردیم. همه روانشناسان ادعا می کنند که مراجعه به روانشناس بی فایده است.

پایبندی به درمان دارویی خالص

مشکل دیگری که در این زمینه وجود دارد، انتظار بی دلیل از درمان های روانی است. اکثر مردم انتظار دارند مشکلاتی که در طی سالیان متمادی ایجاد شده اند را در یک یا دو جلسه درمان کنند! هیچ روانی عصای جادویی ندارد که بتواند آثار ۳۰-۴۰ ساله را در نیم ساعت التیام بخشد. از سوی دیگر، اکثر مردم فکر می کنند که مشاوره و روان درمانی فقط حرف می زند و صدمه می زند. روان درمانی فرآیند بسیار پیچیده ای از تجزیه و تحلیل افکار، احساسات و افکار و یافتن الگوهای رفتاری مشترک و تلاش برای رفع الگوهای عاطفی ناسازگار رفتاری است که نیازمند تلاش فراوان درمانگر و مراجع است، اما بیشتر افراد ترجیح می دهند از خود بیهوشی استفاده کنند. با مصرف قرص و به آرامشی مشابه مصرف مواد مخدر دست یابید، در حالی که مصرف دارو بدون روان درمانی موثر نخواهد بود.

توصیه هایی برای دنیای مجازی

نکته دیگری که نباید از آن غافل شد نقش دنیای مجازی است. اگر یک فرد افسرده کلمه خودکشی یا مشتقات آن را در انگلیسی جستجو کند اطلاعات اورژانس اجتماعی یا مشاوره پیشگیری از خودکشی را نشان می دهد اما اگر همین جستجو به فارسی انجام شود اولین نتایج مقاله هایی در مورد نحوه خودکشی خواهد بود که متاسفانه در برخی سایت ها موجود است. کار کرده و هیچ نشانی از راهنمایی یا هشدار وجود ندارد اما بهترین راه خودکشی را آموزش می دهد! اگرچه سال هاست که شماره اورژانس اجتماعی ۱۲۳ در کشور فعال شده است، اما در برخی مطالب یا پست های مربوط به خودکشی هیچ هشدار یا راهنمایی برای ورود به اورژانس اجتماعی وجود ندارد. به امید روزی که مسائل بهداشت روانی قبل از وقوع فاجعه شناسایی و درمان شوند.

نویسنده: Dr. مهدی سوداوری روانشناس و استادیار

پسر جوان