آیا ارزش تلاش برای راضی نگه داشتن همه را دارد؟


آنهایی که از خودشان، از پدر و مادر، از فرزندانشان و حتی از خدا راضی نیستند، چگونه می توانند از شما راضی باشند؟

آیا ارزش تلاش برای راضی نگه داشتن همه را دارد؟

نویسنده: نیلوفر ذوالفقاری

مطمئناً همه ما می خواهیم خوب باشیم، به دیگران نیکی کنیم، و اگر بتوانیم کاری کنیم که طرف مقابل احساس خوبی داشته باشد، دریغ نخواهیم کرد. اما صادقانه بگویم، بین خوب بودن و راضی نگه داشتن بیش از حد دیگران مرز باریکی وجود دارد. اگر رضایت دیگران چنان در اولویت زندگی ما قرار گیرد که برای جلب نظر آن ها خودمان را نادیده بگیریم، از آن خط باریک عبور کرده ایم. احساس اضطراب و استرس، نارضایتی درونی، خشم فروخورده و افسردگی عواقبی هستند که از جلب رضایت بیش از حد دیگران در انتظار ما هستند. کدام افراد خود را به جلب رضایت دیگران می سپارند؟ عواقب این کار چیست؟ راهکارهای بازگشت به نقطه تعادل مهربانی چیست؟ ویدا سای، روانشناس و روان درمانگر به این سوالات پاسخ می دهد.

از آن طرف سقف بیفتید

اغلب رفتارهای مثبت و کمک کننده وقتی از تعادل خارج می شوند، متضاد آنها می شوند و دیگر مثبت و مفید نخواهند بود، بلکه اثرات مخربی خواهند داشت. راضی کردن دیگران نیز از همین قاعده پیروی می کند. تا زمانی که این رفتار به صورت متعادل انجام شود، حس خوبی را در هر دو طرف ایجاد می کند. اما زمانی که خواسته ها و نیازهای دیگران بر خواسته های درونی فرد ارجحیت دارد، زنگ خطر به صدا در می آید. ممکن است دیگران یا حتی خود شخص چنین تصور کنند که چنین فردی بسیار خوب و سازگار است، اما در واقع الگوی رفتاری مخرب و آسیب زا از خود نشان می دهد. از خود گذشتگی بیش از حد آنها برای جلوگیری از ناراحتی دیگران، این گروه را نسبت به نیازهای خود بی تفاوت می کند. افرادی که ناامیدانه سعی می کنند دیگران را راضی کنند، ویژگی های رفتاری خاصی از خود نشان می دهند. آنها توانایی نه گفتن را ندارند و اگر چند بار مخالفت کنند، حتماً احساس گناه می کنند. این گونه افراد معمولاً به دلیل مشغول شدن به کار دیگران وقت ندارند به سراغ کارهای شخصی خود بروند. به احتمال زیاد این افراد کاری را انجام می دهند که دوست ندارند زیرا دیگران آن را دوست دارند، رضایت آنها از خودشان بستگی به این دارد که دیگران از آنها راضی باشند. چنین افرادی معمولاً ابراز نارضایتی و ناراحتی نمی کنند، تقصیر را به گردن می گیرند و با همه موافق هستند.

به نقطه تعادل برگردید

نیازی نیست از فردا به افرادی بی تفاوت تبدیل شوید که به شادی و رضایت دیگران اهمیتی نمی دهند. استراتژی هایی وجود دارد که به شما کمک می کند تعادل را دوباره به دست آورید و بدون فراموش کردن نیازها و خواسته های خود به دیگران بپردازید. اولین قدم این است که باور کنید اگر اولویت شما رضایت خودتان است، به این معنی نیست که شما خودخواه هستید. در مرحله بعد برای کمک به دیگران حد و مرزی در نظر بگیرید و سعی کنید به خود و دیگران اجازه ندهید از این خط قرمز عبور کنید. تمرین نه گفتن قدم بعدی در تلاش برای بازیابی تعادل است. نه گفتن را با احترام و آرام تمرین کنید زمانی که برایتان سخت است که با خواسته های دیگران کنار بیایید یا زمانی که شما را تحت فشار قرار می دهد. خودتان را دوست داشته باشید و علایق خود را بشناسید تا بدانید کدام انتخاب برای شما رضایت بخش است. اولویت های خود را به خود یادآوری کنید و آنها را فدای اولویت های دیگران نکنید. به روابط خود نگاهی بیندازید و ببینید آیا به اندازه ای که به دیگران می دهید و توجه به نیازهای آنها وقت و توجه می کنید. اگر شما همیشه کسی هستید که به خاطر دیگران کوتاه می آیید و از خواسته های خود دست می کشید، باید در روابط خود و شکل آنها تجدید نظر کنید. سعی کنید به تدریج کمک به دیگران را به زمان هایی اختصاص دهید که خودتان دوست دارید برای کمک کردن پیشقدم شوید، نه زمانی که مردم به شما دیکته می کنند. تصمیمات خود را قاطعانه به دیگران اعلام کنید و برای بیان عقیده مخالف خود به دنبال توجیه و دلیل نباشید. به عواقب جلب رضایت بیش از حد دیگران فکر کنید و بدانید که اگر این رفتار را در اسرع وقت اصلاح نکنید، با چالش های بزرگتری روبرو خواهید شد. بدانید که این تغییرات به آرامی در شما رخ می دهد و به سرعت به نتیجه دلخواه نخواهید رسید پس صبور باشید و یک قدم به جلو حرکت کنید.

عواقب لذت بیش از حد

در شرایط عادی اگر با جلب رضایت عزیزان و اطرافیانمان احساسات خوبی را تجربه کنیم، زمانی که در دام افراط و تفریط گرفتار می شویم، احساسات ناخوشایندی در ما ایجاد می شود. دامنه پیامدهای منفی ناشی از انجام بیش از حد برای جلب رضایت دیگران گسترده است. تجربه احساس خشم و ناامیدی یکی از این پیامدها است. اگر کاری را نه با میل و اشتیاق، بلکه فقط برای لذت دیگری انجام دهیم، کم کم خشم در ما ریشه می دواند. بعد از مدتی احساس می کنیم که فقط ما به فکر رضایت دیگران هستیم و دیگران به ما و نیازهای ما اهمیت نمی دهند. در نتیجه ما ناامید و پشیمان می شویم. از طرفی در تلاش مداوم برای جلب رضایت دیگران، ترس زیادی را به خود وارد می کنیم. نگرانی در مورد اینکه آیا در جلب رضایت دیگران موفق بوده ایم یا خیر سلامت جسمی و روانی ما را تهدید می کند. در چنین شرایطی ما دائماً در حال رقابت با رقیب فرضی هستیم که بیشتر از ما رضایت دیگران را جلب می کند. یکی از جدی ترین عواقب افراط در آن از دست دادن توانایی تصمیم گیری و اراده است. افرادی که تمام انرژی ذهنی خود را صرف جلب رضایت دیگران می کنند، اراده ای برای پیگیری خواسته های خود نخواهند داشت. چنین افرادی هنگام تصمیم گیری شخصی دچار سردرگمی می شوند و نمی دانند برای انتخاب خود چه معیاری را در نظر بگیرند. این مشکل با مشکل دیگری همراه می شود، زمانی که افراد معیارهای شخصی برای خود ندارند، به تدریج با خود غریبه می شوند. آنها هیچ اطلاعی از علایق و نیازهای خود ندارند زیرا همیشه از علایق و نیازهای دیگران آگاه بوده اند. به عنوان امتداد این پیامدهای ناخوشایند، تلاش شما برای راضی نگه داشتن مردم پس از مدتی به ویژگی رفتاری شما تبدیل می شود و دیگران این رفتار را به جای لطف و ملاحظه، وظیفه شما می دانند. کافی است یک بار جلوی این اغراق را بگیرید تا ببینید همان افراد به چه سرعتی ناگهان از شما فاصله می گیرند. در واقع، بر خلاف تصور اول، زیاده روی در جلب رضایت دیگران، روابط شما را تقویت نمی کند، بلکه آنها را ضعیف می کند.

ریشه های رفتار افراطی

علت رفتار افراطی برخی افراد برای جلب رضایت دیگران در برخی مشکلات و اختلالات روانی است. شاید بارزترین و رایج ترین نقطه ضعف این افراد کمبود عزت نفس باشد. عزت نفس پایین باعث می شود که فرد به اندازه دیگران برای خود ارزش قائل نباشد. گرفتن تایید از دیگران اولویت اول رفتار این افراد است و این نشان می دهد که خودشان را باور ندارند. ترس از دوست نداشتن یکی دیگر از خصوصیات افرادی است که اصرار دارند دیگران را راضی کنند. آنها از ترس اینکه مورد بی مهری یا طرد شدن اطرافیانشان قرار نگیرند، از هرگونه مخالفتی اجتناب می کنند. ریشه رفتار افراطی برخی افراد کمال گرایی آنهاست. برخی از افراد نمی توانند بپذیرند که حتی کوچکترین نارضایتی از رفتار آنها وجود دارد و بنابراین تمام تلاش خود را می کنند تا اطرافیان خود را راضی کنند. مشکل دیگری که در تلاش برای راضی کردن دیگران به وجود می آید، داشتن تجربیات ناسالم گذشته است. برخی از افراد در گذشته واکنش های تند و آسیب زا به خواسته های خود را تجربه کرده اند و برای جلوگیری از تکرار آن تجربیات، از بیان خواسته های خود دست می کشند. آنها می ترسند ابراز نیازها یا سرپیچی از خواسته های دیگران منجر به توهین و تحقیر شود.