آسیب شناسی نحوه برخورد با معترضان مهمتر از علت یابی خود اعتراضات است


لبخند دعایی*

اعتراضات در همه کشورها صورت می گیرد و حتی اعتراضات کوچک مورد توجه دولت ها قرار می گیرد تا به اعتراضات گسترده تبدیل نشود، زیرا اعتراضات گسترده در عمل نتیجه انباشت نارضایتی هایی است که یا نادیده گرفته شده اند یا دولت ها قادر به انجام آن نیستند. برای حل آنها، یا ترکیبی از هر دو.

در چنین شرایطی، آنچه در نهایت باقی می‌ماند، جامعه‌ای سرخورده است که امید به بهبود را از دست داده و زمان بازگرداندن این امید تقریباً از دست رفته است.

در چنین شرایطی که اعتراضات گسترده و گسترده می‌شود، کارگرانی که در پایین‌ترین سطح محبوبیت و مقبولیت در تلقی بیرونی قرار دارند، سعی می‌کنند با چسبیدن به وفاداران وقت به دست آورند تا بتوانند با مشارکت در جامعه، آرامش را به جامعه بازگردانند. خواسته های معترضان

در این عمل (البته در صورت تمایل به انجام آن) زمان اجرا از اهمیت بالایی برخوردار است. چون وقتی بزرگ و بزرگ می شوند، نمی توان به راحتی آنها را کنترل کرد.

از منظر جامعه شناسی، توده های پر از خشم و ناامیدی بر عواطف خود می افزایند و آن را به دیگرانی که ممکن است جزو بدخواهان پویا نباشند سرایت می دهند و آنها را وادار به عمل می کنند.

در واقع، خشونت جزء غیرقابل انکار چنین جنبش هایی است و این همان چیزی است که امروزه از آن به شورش تعبیر می شود. بنابراین نمی توان این دو را – اعتراض و ناآرامی – را کاملاً از هم تفکیک کرد، زیرا جمعیت شامل طیف متنوعی از مردم و افراد با تحصیلات عالی تا افراد با تحصیلات پایین و افراد بسیار ساکت تا افرادی با قدرت کمی در کنترل خشم و هیجان است. حتی شامل افراد ضد اجتماعی نیز می شود.

به بیان ساده تر، آنچه به خشم و ناآرامی کمک می کند، کاملاً تابعی از واکنش حاکمان است، زیرا می تواند معترضان را فراری دهد.

خاطرنشان شد که در این شرایط وفاداران به صحنه فراخوانده می شوند و به ویژه وفادارترین ها که اکثراً نظامی و انتظامی هستند در غافل از انجام وظیفه ذاتی خود که حفظ نظام است با معترضان خشمگین مواجه می شوند. و انضباط در جامعه به عواطف انسانی خود توهین و به چالش می کشند. در این میان درگیری معترضان و نیروی انتظامی اجتناب ناپذیر می شود و نوع مدیریت آینده اعتراضات را رقم می زند.

اگر خشونت مهار نشود و برعکس، توسط حافظان نظم گسترش یابد، طبیعتاً خشم تظاهرکنندگان را افزایش می‌دهد که در حال حاضر از غم و اندوه آسیب دیده‌اند که می‌تواند منجر به نگرانی‌هایی شود. بنابراین، حتی یک اشتباه کوچک می تواند فاجعه آمیز باشد و چرخه معیوب خشونت را آغاز کند که در ابتدا کنترل آن دشوار است.

این واقعیت که مسئولیت یک مرگ پذیرفته نشده و کاملاً به دیگران نسبت داده می شود، اعتماد به نفس را ایجاد نمی کند و مسالمت آمیز نیست، در حالی که حداقل پذیرش مسئولیت مرگ یک نفر این پیام را خواهد داشت که اگر شخصی به طور تصادفی کشته شود، به دست او بیفتد. امنیتی یا اجرای قانون بی رحمانه و مسئولانه با آن برخورد خواهد شد.

بر این اساس می توان گفت در حال حاضر آسیب شناسی نحوه برخورد با معترضان بسیار مهمتر از علت یابی خود اعتراضات است.

————

*خبرنگار